مادر که رفت، خانه پر از عطر گریه شد
دلهای خسته، همدم اندوه و غصه شد
مادر، تو رفتی و بهشت از آنِ توست
هر جا که یاد توست، همان خانه نیکوست
ای مادر مهربان، آرام جان ما
جایت همیشه هست در قلب و جهان ما
رفتی و چشم خانه به راهت هنوز هست
عطر حضور پاک تو در خانه جاری است
مادر، دعای خیر تو بدرقهمان بود
بعد از تو زندگی، پر از داغ و امتحان بود
ای قبلهگاه عشق و امید دل ما
آرام خفتهای، ولی هستی کنار ما
مادر، تو آفتاب شب تار زندگی
رفتی و مانده در دل ما یاد بندگی
خوابیدهای به خاک، ولی در نگاه ما
هر لحظه زندهای، ای مادر، در دل ما
مادر، صدای گرم تو از یاد ما نرفت
آن قلب مهربان تو از یاد ما نرفت
رفتی به سوی حضرت حق، ای پناه ما
باشد خدا نگهدارت، ای تکیهگاه ما
هرگز نمیرود ز دل ما نگاه تو
جاوید میماند همه مهر و پناه تو
مادر، تو رفتی و دل ما بیقرار شد
هر گوشه از خانه پر از انتظار شد
در زیر خاک، خفتهای اما بدان هنوز
نام تو میتپد به دل ما، چو عطر گل
ای مادر عزیز، تو آرامش منی
در خاطرات خویش، همیشه با منی
بر سنگ مزار تو نوشتیم با امید
مادر به باغ رحمت حق، جاودانه دید
مادر، بهشت زیر قدمهای پاک توست
هر جا که نام توست، همان جای خوب اوست
از روز رفتنت دل ما غرق ماتم است
اما امید دیدن تو در دل ما کم است؟
ای مهربانترین، سفر کردی از میان
یادت چراغ خانه ماست، ای مادر جان
مادر، دعای توست که ما را نگه داشته
نامت همیشه در دل ما جا گذاشته
خاموش گشته شمع وجودت در این سرا
اما فروغ یاد تو ماندهست در دل ما
مادر، تو رفتی و بهارم خزان شده
قلبم ز داغ رفتن تو ناتوان شده
خوشا به حال آنکه خداوند یارش است
مادر در آن جهان، بهشت انتظارش است
ای مادر بزرگوار، آرام جان ما
یادت همیشه زنده بماند در این سرا
هر صبح با خیال تو چشمم به در بود
هر شب دلم برای تو لبریز از غم بود
یک عمر سایهبان دل خسته ما بود
اکنون مزار پاک تو مأمن خدا بود
مادر، تو رفتی و گل لبخند پرپر شد
دنیای ما بدون تو خاموش و بیدر شد
در سوگ تو نشسته دلم سالهای سال
ای مادر عزیز، تویی عشق بیزوال
آن دستهای خسته و پرمهر مادری
شد آشیان رحمت حق، دور از هر آذری
ای مادر صبور، بخواب آسوده در بهشت
کز مهر تو شکفت برای ما سرنوشت
تو رفتی و هنوز دعایت پناه ماست
یادت چراغ روشن شبهای سیاه ماست
مادر، به نام پاک تو سوگند میخوریم
تا زندهایم، یاد تو را پاس میداریم
ای مادر عزیز، مزار تو خانه نیست
این خاک، جایگاه تو، جز باغ جاودان نیست
داغ تو در دل ما هرگز غروب نیست
مهر تو را ز صفحه دل هیچکس زدود نیست
مادر، تو همچو چشمه مهر و صفا بودی
در روزهای سخت، همیشه با ما بودی
رفتی و مانده عکس تو در قاب خاطرات
مانده صدای گرم تو در گوش لحظات
آرام باش مادر، که دعای ما با توست
هر اشک ما گواه دل مبتلای ماست
ای مادر همیشه بهار دل شکسته
خوابیدهای کنار خدا، چشم از جهان بسته
از خاک تا بهشت، مسیرت پر از نور باد
نامت همیشه بر لب ما، یادت به دل حضور باد
مادر، تو زندگی و امید خانه بودی
در هر نفس، برای دل ما ترانه بودی
هرگز نمیرسد به فراموشی این دلم
مادر، تویی همیشه عزیزترین حاصلم
خفتی میان خاک، ولی روح پاک تو
در جان ماست تا ابد، ای مادر عزیز
آنکس که مادرش به جهان سایهبان اوست
بعد از فراق مادر، دنیا غریب اوست
مادر، تو رفتی و دل ما پیرتر شده
هر لحظه بیتو خانه ما بیخبر شده
ای مادر دلآرام، در باغ رحمتت
باشد نصیب تو گل و عطر محبتت
مزار تو پر از گل و یاد خدا شود
جان تو غریق رحمت بیانتها شود
مادر، تو را سپردیم به دستان مهربان
باشد که در بهشت خدا باشی جاودان
هر قطره اشک ما به مزار تو میچکد
هر ناله از غم تو به سوی خدا رود
مادر، تو رفتی و دعایت هنوز هست
در خانه عطر خاطراتت هنوز هست
ای مادر عزیز، تو آرام جان ما
خوش باد جایگاه تو در نزد کبریا
تا آخرین نفس به یادت وفاداریم
مادر، تو را همیشه در قلب خود داریم
در گلستان ادب آموزگارم مادر است
بعد رب العالمین پروردگارم مادر است
من که شاگرد دبیرستان عشق مادرم
اولین معشوق من در روزگار مادر است
قلبم شده رنجور ز هجر تو مادر
فکرم شده اینگونه پریشان تو مادر
هر لحظه کنم آرزوی روی تو افسوس
دستم شده کوته ز دامان تو مادر
اینجا بهشت آرزو در زیر خاک است
آرامگاه مادری مظلوم و پاک است
مادر امروز جهان بی تو نبیند چشمم
این منم بر سر خاک تو که خاک بر سرم
مادرم رفتی و داغت به دل ماست هنوز
هرکجا مینگرم روی تو پیداست هنوز
مادر گمان مبر ز خیال تو غافلم
گر ماندهام خموش خدا داند و دلم
ای رهگذر دان گنج وفا خفته در اینجا
آتشکده مهر و صفا خفته در اینجا
دریای خروشان محبت گل ایثار
ای رهگذران مادر ما خفته در اینجا
این که مرقد عشق و آرزوهاست
این تربت پاک مادر ماست
ای خاک تو حرمتش نگهدار
این رنجکشیده مادر ماست