یاد پدر · سایه و پناه

متن سنگ مزار پدر

اشعار و متن‌های احساسی برای سنگ قبر پدر — یادگاری ماندگار از سایهٔ مهربانی و تکیهٔ خانواده.

57 شعر برای حکاکی

شعر 1
بعد رفتنت مانند یتیمی شده ام که در هیاهوی روزگار
کم کم خودش را باخت
شعر 2
در، رفتی و خانه بی‌چراغ و بی‌صداست

دلم در حسرت دیدار رویت مبتلاست
شعر 3
پدر، ای تکیه‌گاه روزهای سخت من

پس از تو خالی است این دنیای دل‌باختۀ من
شعر 4
رفتی و مانده از تو یاد و خاطرات

نامت همیشه زنده است در قلب فرزندان
شعر 5
ای پدر، آرام بخواب در جوار حق

که بودی برای ما پناه و پشتوانه
شعر 6
پدر، تو رفتی و غم بر دل ما خانه کرد

چشم ما از دوری‌ات هر لحظه پیمانه کرد
شعر 7
سایه‌ات بر سر ما بود و جهان امن بود

بعد تو هر لحظه این خانه پر از ماتم بود
شعر 8
ای پدر، نام تو با عشق در دل ماست

یاد تو تا ابد چراغ محفل ماست
شعر 9
خفته‌ای در خاک، اما زنده‌ای در یاد ما

ای پدر، ای مهربان، ای تکیه‌گاه ما
شعر 10
در، تو رفتی و دل‌ها بی‌قرار افتاده‌اند

اشک‌ها بر گونه‌ها چون آبشار افتاده‌اند
شعر 11
مزار پاک تو مأوای دل‌های ماست

دعای خیر ما بدرقه راه توست
شعر 12
پدر، ای مرد نجیب و استوار زندگی

یادت آمیخته با جان ماست تا جاودانگی
شعر 13
تو رفتی و هنوز صدای گام‌هایت

طنین‌انداز است در خانه و خاطره‌هایت
شعر 14
ای پدر، دستت همیشه سایه‌بان ما بود

هر نفس از مهر تو آرام جان ما بود
شعر 15
خوابیدی ای پدر، در آغوش خاک سرد

اما محبتت در دل ما هرگز نمی‌مرد
شعر 16
پدر، بهشت جای دل پاک و مهربان توست

آرامش ابدی سزاوار جان توست
شعر 17
هر جا که نام توست، همان‌جا صفا بود

هر لحظه با تو بودن، برای ما خدا بود
شعر 18
رفتی و بعد از تو پدر، دنیا غریب شد

لبخند خانه از غم دوری‌ات نصیب شد
شعر 19
ای پدر، ای مظهر عشق و فداکاری

جاودان باد نام تو در دفتر روزگاری
شعر 20
ما را سپردی و خودت مهمان خدا شدی

در باغ رحمت الهی، جاودانه جا شدی
شعر 21
پدر، تو کوه صبر و پشتوانه ما بودی

در روزهای سخت، پناه دل ما بودی
شعر 22
از خاک مزار تو عطر دعا می‌آید

یاد پدر همیشه از دل ما می‌آید
شعر 23
ای پدر، خاموش شد چراغ نگاهت

اما روشن است در دل ما جایگاهت
شعر 24
در سوگ تو نشسته‌ایم با دیده تر

ای مهربان‌ترین، ای سایه‌بان پدر
شعر 25
پدر، رفتی و قلب ما داغدار توست

هر خاطره در سینه، یادگار توست
شعر 26
تا زنده‌ایم نام تو را بر زبان داریم

ای پدر، مهر تو را در دل نهان داریم
شعر 27
رفتی به سوی حق، ای پدر بزرگوار

باشد نصیب جان تو رحمت پروردگار
شعر 28
تو رفتی و هنوز دعای تو با ماست

هر لحظه یاد و نام تو در سینه برپاست
شعر 29
پدر، مزار تو برای ما مقدس است

چون جایگاه مردی پاک و بی‌همتاست
شعر 30
گرچه از دیده نهان شدی، ز دل نرفته‌ای

ای پدر، در جان ما جاودانه خفته‌ای
شعر 31
ای پدر، ای قبله امید و ایمان

آرام بخواب در سایه لطف یزدان
شعر 32
یک عمر برای ما پناه و امید بودی

در هر نفس، چراغ راه سپید بودی
شعر 33
بعد از تو هیچ‌کس جای تو را پر نمی‌کند

این داغ کهنه در دل ما سر نمی‌کند
شعر 34
پدر، تو رفتی و بهار خانه خزان شد

دل‌های ما ز دوری تو بی‌امان شد
شعر 35
هر سنگ این مزار، گواه مهر توست

هر اشک روی آن، نشان داغ رفتن توست
شعر 36
ای پدر، آسوده باش و چشم بر هم نه

که یاد تو در قلب ما هرگز نمی‌میرد
شعر 37
پدر، ای روشنی‌بخش شب تاریک ما

یاد تو باشد همیشه در دل و افکار ما
شعر 38
تو رفتی، ولی هنوز در کنار ما هستی

در لحظه‌لحظه‌های زندگی یار ما هستی
شعر 39
آن دست پرتوانت تکیه‌گاه ما بود

آن قلب مهربانت پناه ما بود
شعر 40
پدر، دعای خیرت پشت و پناه ماست

نامت همیشه زینت لب‌های ماست
شعر 41
ای پدر، آرام جان و جان‌پناه خانواده

یادت بماند تا ابد در قلب این خانه
شعر 42
خاک مزار تو بوسه‌گاه دیدگان ماست

نام تو افتخار و عشق جاودان ماست
شعر 43
پدر، تو رفتی و دل ما شکسته شد

بی‌تو تمام زندگی‌مان خسته شد
شعر 44
هرگز نرود ز خاطر ما چهره پاک تو

جاوید باد در دل ما مهر و خاک تو
شعر 45
ای پدر، جای تو در باغ بهشت است

روح بلندت غرق دریای سرنوشت است
شعر 46
مردی که عمر خویش فدای ما نمود

اکنون به رحمت خدا آرام آرمید
شعر 47
رفتی و مانده از تو درس جوانمردی

نامت بلند باد، ای مظهر بزرگی
شعر 48
پدر، ای سایه‌سار خستگی‌های ما

روحت قرین رحمت حق، ای آشنای ما
شعر 49
در خانه نیستی، ولی در دل ما هستی

ای پدر، همیشه کنار ما نشستی
شعر 50
باشد که نور رحمت حق بر مزارت

تابد همیشه بر دل پاک و بی‌قرارت
شعر 51
ای پدر، تا آخرین دم دوستت داریم

نامت را با افتخار بر دل می‌نگاریم
شعر 52
افسوس که آن همدم دیرینه ما رفت
آن مظهر پاکیزگی و مهر و صفا رفت
یاران تو از سوز دل خویش بگویند
ای وای فلک مونس و جان و دل ما رفت
شعر 53
گشته است چشمان من از درد و غم دریا پدر
من چه گویم بی تو از فردا و فرداها پدر
تکیه‌گاهم بودی و تنها امید و آرزو
بی تو این عالم ندارد رنگ شادی‌ها پدر
شعر 54
پدر ای آیت عشق خدایی
گل خوشبوی باغ آشنایی
از آن روزی که رفتی در دل خاک
دلم می‌سوزد از درد جدایی
شعر 55
این که خفته است در این مرقد پاک
پدر خوب و فداکار من است
طلب مغفرت از درگه حق
بهر او روز و شبان کار من است
شعر 56
سایه‌اش ما را پناهی بود و رفت
شانه‌مان را تکیه‌گاهی بود و رفت
رفت و رفت غم‌های ما بیشتر شد
شادی ما یک نگاهی بود و رفت
شعر 57
پدرم یاد تو هرگز نرود از دل ما
مگر آن روز که در خاک شود منزل ما